تبليغاتX
صبح صادق
اجتماعی - علمی - فرهنگی

مي دانيم كه بشر، تا كنون، براي لزوم هيچ حقيقتي مانند مهر و محبت انسانها به يكديگر، اصرار نورزيده است .

اگر همه كتب اخلاقي را باز كنيد و ورق بزنيد، جز اين اشعار كه «اي انسان ها به يكديگر مهر و محبت بورزيد» محصولي ديگر نخواهيد ديد .

اگر آن قسمت از علوم انساني را مانند روان شناسي و روان پزشكي و علوم گوناگون حقوقي و سياسي واقعي ، كه رابطه انسان ها را با يكديگر مطرح مي كنند، از نظر بگذرانيد، بدون ترديد پديده محبت را در ميان مسائل گوناگون ان علوم ، مانند رگه هاي الماس در ميان انبوه زغالسنگ ، خواهيد يافت . به اين شعارهاي زير درست توجه فرماييد:

1-دنيا بدون محبت زنداني تاريك است

2-در آن جامعه اي كه محبت وجود ندارد، اعضاي آن جامعه ، يا مشتي حيوانات وحشي اند يا پيچ و مهره هاي ماشين بزرگ و ناخودآگاه

3-هيچ مشكل انساني وجود ندارد كه با كليد محبت باز نشود.

4-هر جا كه دردهاي درمان ناپذير ارتباطات انساني روبرو شددي ، نسخه محبت را بنويسيد و عمل كنيد ، همه آن دردها مرتفع مي شود .

5-محبت كوه را كاه و كاه را كوه مي كند .

اين ابيات جلال الدين مولوي را هم در نظر بگيريد :

از محـبـت تـلـخ ها شـيـريـن شـود         از محـبــت مـس هــا زريـن شـود

از محـبــت خـارهـا گـل مــي شـود               وزمـحبت سركه ها مل مي شـود

از مــحـبــت دردهــا صــافـي شـود                       وز مــحبـت دردهــا شـافـي شود

اين همه خواصي كه مولوي براي محبت ابراز مي دارد ذوقيات و شعرگويي بي پايه نيست اين خواص تجربه شده اي است كه همه اقوام و ملل آنها را ديده يا شنيده اند آنچه كه مهم است اين است كه بشر روي چه علت با داشتن چنين سرمايه حيات بخشي ، در درد بيگانگي از انسان ها دست و پا مي زند؟ به نظر مي رسد رهبران روحي ما. در امتداد قرون اعصار، درباره تفسير محبت اشتباه بزرگي كرده اند، كه تا از آن اشتباه برنگردند، هيچ چاره اي براي دردهاي انسان سوز بيگانگي از انسان ها وجود نخواهد داشت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:40  توسط ساره احمدی   | 

علاقه و مهرورزي به مردم، رساترين و نافذترين وسيله جلب رحمت و محبت خداوند است؛ زيرا اين دلبستگي، در راستاي عشق و محجبت به خداوند است. اميرالمومنين (ع) مي فرمايد: «رساترين وسيله براي جلب رحمت الهي، اين است كه در باطن نسبت به همگان عطوف و مهربان باش.» پديده دلبستگي و مهرورزيدن به مردم ، به معناي واقعي كلمه ، خواه به هم كيش و خواه جز آن، در رفتار و گفتار پيشوايان دين فراتر از شمارش است؛ زيرا مهر ورزيدن به مردم ، آن چنان ژرف است كه از راه آن مي توان تربيت و هدايت افراد را عميق ساخت . خداوند خطاب به موسي (ع) مي فرمايد : «و مهري از خودم بر تو افكند تا زير نظر من پرورش يابي.» طه /39

بي شك، مهرورزي به مردم، بسياري از ناهمواري ها را هموار مي سازد، به ويژه اگر ابزار محبت از سوي مربيان ، حاكمان و قدرت مداران باشد . اميرالمومنان در آغاز منشور جاويد خود به «مالك اشتر» چنين مي نويسد : «اي مالك! دلت را در رحمت آوردن به مردمان و مهرورزيدن و ملاطفت نسبت به آنها كاملا واقف و آگاه دار، زيرا مردم دو دسته اند : يا برادران ديني تواند يا همنوعات انساني تو.»{112} و در كلامي ديگر، چگونگي معاشرت با مردم را با بيان رسا و شيوا بيان مي كند: «با مردم چنان معاشرت كنيد كه اگر بميريد بر مرگ شما اشك بريزند و اگر زنده بمانيد به شما عشق ورزند
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:40  توسط ساره احمدی   | 

 

خدایا!

بر گناهانم ابر رحمتت را سایه انداز وبر عیبهایم ابر رافت ومهربانیت را بفرست.

معبودا!

آیا برده وبنده فراری جز به سوی مولایش فرار کند؟ ویا آیا از خشم وغضبش جز او احدی پناهش دهد؟

خدایا!

اگر پشیمانی بر گناه باعث محو گناه است پس من برایت از استغفارکنندگانم تو را سزد که بر ما عتاب کنی تا خشنودگردی.

خدای من!

به حق قدرتت بر من توبه ام بپذیر و به حلم وبردباریت از من گذشت کن وبه حق علمت با من مدارا کن.

خدایا!

تو آنی که برای بندگانت دری را گشودی که نامش را توبه گذاشتی .پس فرمودی:

توبه کنید به سوی خدا توبه ی حقیقی .پس عذر وبهانه آنکه غافل است از ورود به این در پس از گشودنش چیست؟

 

معبود من!

اگر گناه از بنده ی تو زشت است پس عفو از تو بسیار نیکو وزیباست.

خدایا !

من اولین کسی نیستم که معصیت کردم وتو از او گذشتی وبه درگاه کرمت آمده وتو بر او جود وبخشش کردی.

 

ای اجابت کننده ی درماندگان !

ای برطرف کننده ی اندوه وپریشانی!

ای در نیکی بزرگ!ای دانای به آنچه نهان است!

ای خوب وزیبا پرده پوش!

تو را به جود وکرمت به درگاه خودت شفیع آوردم وبه پیشگاه تو ومهربانیت که در نزد تو است توسل جویم.

 

پس دعایم را مستجاب گردان وامیدم را در باره ات قطع مکن ومحرومم نگردان وتوبه ام را بپذیر واز گناه وخطایم به رحمت وکرمت درگذر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:39  توسط ساره احمدی   | 

امام كاظم (ع)عليه السلام مي فرمايد :
مهرورزي و دوستي با مردم ، نصف عقل است . *
از آنجا كه امام كاظم (ع) در يكي از سخت ترين دورانهاي مبارزه و دشوارترين اوقات تقيه و پنهانكاري مي زيسته است، ثبت ماجراها و داستانهاي ايشان و گذر از حصار ممنوعيتهاي رژيم حاكم و رسيدن به نسلهاي بعدي در حد خود يك معجزه به حساب مي آيد. بر ماست كه بر اين داستانهائي كه به دست ما رسيده استدلال كنيم اگر چه مي دانيم آنچه به دست ما رسيده قطره اي از معجزات و داستانهاي شگفت انگيز آن حضرت مي باشد.
عبادت و زهد امام
يكي از برجسته ترين نشانه هاي رهبران مكتبي، زهد و پارسايي و عبادت در درگاه خداست. روزگاري كه امام كاظم (ع) در آن مي زيست به " قرن طلايي" معروف بود. در آن هنگام كاخهاي فرمانروايان عباسي آكنده از ثروتهاي هنگفت و شاهد برپايي جشنهاي پرخرج و هزينه بود. برخي از اين صحنه ها را مي توان در كتاب داستانهاي هزار و يك شب خواند. در چنين روزگاري ابراهيم بن عبدالحميد مي گويد:
" به خانه امام كاظم (ع) رفتم. او به نماز ايستاده بود. در خانه اش چيزي نبود مگر منسوجي از برگهاي درخت خرما( يا جامه اي بسيار خشن) و شمشيري آويخته و يك قرآن . (1)
آن حضرت از شدت فروتني و تواضع در برابر خداوند و عبادت به درگاه او پياده به زيارت خانه خدا مي رفت و اگر مسافت 400 كيلومتري ميان مكه و مدينه و طبيعت صحراي عربستان را در نظر بگيريم آنگاه به نهايت تحمل و بردباري امام كاظم (ع)(ع) در برخورد با دشواريها در راه خداوند، پي خواهيم برد. "
علي بن جعفر گويد: با برادرم موسي بن جعفر و اهل و عيالش 4 بار پياده به حج رفتيم. يك بار آن حضرت در مدت 26 روز و بار ديگر 25 روز و سومين بار 24 روز و مرتبه چهارم 21 روز مسافت ميان مدينه و مكه را پياده طي كرد. (2)
درباره علاقه وافر آن حضرت به نماز كه نور چشم مؤمنان و ساعت ديدار دو دوست با يكديگر است، حديث زير چنين مي گويد:
" روايت شده است كه امام موسي بن جعفر (ع) نافله هاي شب را به جاي مي آورد و آنها را به نماز صبح متصل مي كرد و آنگاه تا طلوع آفتاب به تعقيبات مي پرداخت و سپس به سجده مي افتاد و تا نزديك زوال سر از سجده و ستايش خداوند بر نمي داشت. بسيار دعا مي كرد و پيوسته مي فرمود:
" اللهم اني اسألك الراحة عند الموت، و العفو عند الحساب". يكي ديگر از دعاهاي ايشان اين بود كه مي گفت:" عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك".
از ترس خدا بسيار مي گريست تا آنجا كه محاسنش از اشك خيس مي شد. بيشتر از ديگر مردمان صله رحم به جاي مي آورد و فقراي مدينه را مورد تفقد قرار مي داد. (3)
درباره نحوه قرائت قرآن آن بزرگوار، حفص روايت كرده است كه : كسي را بر خويش بيمناك تر از موسي بن جعفر(ع) و اميدوارتر از او به مردم نديدم ، به حزن قرآن مي خواند و چنان تلاوت مي كرد كه گويي انساني را مخاطب قرار داده است. (4)
بخشش و كرم امام
با توكل بر خدا و يقين به او، پاداش نيكوكاران در پيشگاه الهي فزوني مي گيرد. اعتماد به اينكه خداوند روزي ده و نيرومند است، به مومن غنائي مي بخشد كه از فقر و تنگدستي نمي هراسد. امامان ما نمونه هائي والا در بخشش و كرم هستند. امام موسي بن جعفر (ع) با وجود سختي شرايط و اوضاعي كه در آن مي زيسته ، در جود و كرم شهره آفاق بوده است.
در اين باره از محمد بن عبدالله بكري روايت شده است كه گفت: در طلب وامي به مدينه در آمدم . اما( به مقصود خود نرسيدم) خسته شدم و با خود گفتم: اي كاش نزد ابوالحسن (ع) بروم و حال خود را براي او بازگو كنم. از اين رو به مزرعه آن حضرت رفتم و خدمت او رسيدم. آن حضرت به همراه غلامش به سوي من آمد همراه غلام ظرفي بود كه در آن مقداري گوشت غذا نيم پخته بود و جز آن چيز ديگري نداشتند ، امام مشغول خوردن شد و من نيز خوردم. سپس از حاجتم پرسيد و من ماجراي خود را براي او بازگفتم. پس آن حضرت به درون رفت و اندكي نگذشت كه به سوي من برون آمد و به غلامش گفت: برو. سپس دست خود را به طرف من دراز كرد و كيسه اي كه در آن 300 دينار بود، به من داد. آنگاه برخاست و رفت ، من نيز بر مركب خويش سوار شده بازگشتم.(5)
شجاعت و استقامت
امام كاظم (ع)با همان قدرت و اراده بزرگي كه پيامبران (ع) از آن برخوردار بودند، رسالت انبيا را بر دوش گرفت. او با تمام مظاهر طغيان استكبار و فساد ، تنها با اتكا بر پروردگار جهانيان به رويارويي برخاست.
هنگامي كه فضل بن ربيع نزد آن حضرت آمد عرض كرد:
اي ابو ابراهيم! خداوند تو را رحمت كند براي مجازات آماده شو، آن حضرت به وي فرمود: آيا "مالك دنيا و آخرت پشتيبان من نيست؟ امروز نمي توانيد به من آسيبي برسانيد، ان شاءالله."
همچنين هنگامي كه بر هارون الرشيد، اين فرمانرواي سركش و مغرور كه روزي با ابرها سخن مي گفت و به وسعت امپراتوري خويش مي نازيد و مي گفت: چه شرق و چه غرب، هر كجا كه بباري خراج تو را براي من مي آورند! وارد مي شود. هارون از آن حضرت مي پرسد: اين دنيا چيست؟ امام موسي بن جعفر (ع) به او پاسخ مي دهد: اين سراي فاسقان است و اين آيه را تلاوت فرمودند:
" سأصرف عن آياتي الذين يتكبرون في الارض بغير الحق و إن يروا كل آية لا يومنوا بها و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه سبيلا و إن يروا سبيل الغي يتخذوه سبيلا ... ( اعراف/146)
" به زودي آن كسان را كه در روي زمين به ناحق تكبر كردند از آيات خويش بگردانم و اگر ايشان هر آيه اي را ببينند بدان ايمان نياورند و اگر راه راست ببينند آن را راه " خود" نگيرند و اگر راه گمراهي را ببينند، آن را راه " خود" مي گيرند..."
هارون پرسيد: دنيا خانه كيست؟ امام فرمود:
دنيا براي شيعيان ما يك فترة ( برهه) و براي ديگران فتنه است.
هارون پرسيد: چرا صاحب اين سرا( خدا) آن را پس نمي گيرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:38  توسط ساره احمدی   | 

 

هنگامي که چند سال پيش براي نخستين بار به اين موضوع فکر کردم، آن را به عنوان موضوعي با ارزش به حساب آوردم. بعد فکر کردم اگر من آدم مهرباني هستم، پس چرا بايد براي مهرورزي، برنامه زمان بندي شده ترتيب بدهم. با اين وجود آن را امتحان کردم. در کمال تعجب، دريافتم اگر مي خواهم مهربان تر و آرام تر شوم استفاده از اين روش براي من بسيار مفيد خواهد بود. اين فکر اساساً مشاهدات مرا به اين جهت کشاند که گاهي به آساني اسير دنياي کوچک خود مي شوم و فراموش مي کنم زماني را به تمرين رفتارهاي مهربان (که مي خواهم به طور منظم در زندگي من باشد) اختصاص بدهم.

بديهي است که هدف بسياري از ما اينست که در تمام (يا بيشتر) اوقات مهربان باشيم. اما حقيقت اين است که وقتي در تقويم خود زماني را به مهرورزي اختصاص مي دهيم اين حالت به طور عادي و بدون تلاش به ساير قسمت هاي زندگي ما نيز سرايت مي کند.

اجراي اين روش تقريباً آسان است. با نگاهي به تقويم خود، زمان کوتاهي (ده دقيقه، نيم ساعت، يک ساعت يا هر چه ميل خودتان است) را به طور منظم به اين امر اختصاص دهيد و مانند هر يک از قرار ملاقات هاي جدول برنامه هاي خود بر اجراي آن تأکيد داشته باشيد. طي اين مدت، کارهاي ديگر را کنار بگذاريد و توجه خود را کاملاً به آن متمرکز نماييد.

اين زمان مهرباني، زماني است براي انجام هر کاري براي شخص ديگر. کاري که با فکر قبلي صورت گيرد. گاهي من از اين فرصت براي مواردي از قبيل نوشتن نامه اي که احساسات قلبي مرا به شخص مورد علاقه ام نشان دهد يا نوشتن چکي براي يک مرکز خيريه و يا شايد تلفن کردن به يک نفر فقط براي گفتن «دوستت دارم» ( و نه به دليل ديگري) استفاده مي کنم. در اوقات ديگر، روش هايي که مي توانم به اجتماع خود به نحوي مؤثرتر کمک کنم را بررسي مي کنم. يا به راه هايي که در مورد ارائه کمک هاي مثبت و مؤثر به زندگي شخص ديگر وجود دارد، فکر مي کنم. يا برنامه اي را به اجرا دي مي آورم و يا به اجراي آن کمک مي کنم. مثلاً تهيه غذا براي فقرا، جمع آوري زباله، راهپيمايي به نفع بيماران ايدزي، يا هر کار ديگري در اين زمينه. يا خيلي راحت چشمان خود را مي بندم و در مورد مردم افکار خوبي را از ذهنم مي گذرانم. اينجا اينکار به خود شما بستگي دارد. هيچ روش صحيح يا اشتباهي براي تمرين اين استراتژي وجود ندارد. تنها نکته مهم در اين امر، نيت مهرورزي شماست.

اين روش در زندگي من خيلي مؤثر بوده و به من در متمرکز بودن بر هدف هايم و منحرف نشدن از آنها کمک مي کند. اميدوارم اين رفتار ( نه تنها در حرف، بلکه در عمل) در اولويت هاي ما قرار گيرد. انجام اين تمرين به ما کمک مي کند تا اين هدف را دائماً مدنظر داشته باشيم. اين وقتي است که در مورد صحت مسير زندگي ام تأمل کنم، و چنانچه در مسير صحيحي پيش نمي روم، تلاش کنم تا متعادل و موزون شوم. تصور مي کنم شما با آزمايش اين روش از اين که مهرباني و عشق در تمام جنبه هاي زندگي شما وارد شده است، به نحوي خوشايند متعجب شويد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:34  توسط ساره احمدی   | 

 

هنگامي که چند سال پيش براي نخستين بار به اين موضوع فکر کردم، آن را به عنوان موضوعي با ارزش به حساب آوردم. بعد فکر کردم اگر من آدم مهرباني هستم، پس چرا بايد براي مهرورزي، برنامه زمان بندي شده ترتيب بدهم. با اين وجود آن را امتحان کردم. در کمال تعجب، دريافتم اگر مي خواهم مهربان تر و آرام تر شوم استفاده از اين روش براي من بسيار مفيد خواهد بود. اين فکر اساساً مشاهدات مرا به اين جهت کشاند که گاهي به آساني اسير دنياي کوچک خود مي شوم و فراموش مي کنم زماني را به تمرين رفتارهاي مهربان (که مي خواهم به طور منظم در زندگي من باشد) اختصاص بدهم.

بديهي است که هدف بسياري از ما اينست که در تمام (يا بيشتر) اوقات مهربان باشيم. اما حقيقت اين است که وقتي در تقويم خود زماني را به مهرورزي اختصاص مي دهيم اين حالت به طور عادي و بدون تلاش به ساير قسمت هاي زندگي ما نيز سرايت مي کند.

اجراي اين روش تقريباً آسان است. با نگاهي به تقويم خود، زمان کوتاهي (ده دقيقه، نيم ساعت، يک ساعت يا هر چه ميل خودتان است) را به طور منظم به اين امر اختصاص دهيد و مانند هر يک از قرار ملاقات هاي جدول برنامه هاي خود بر اجراي آن تأکيد داشته باشيد. طي اين مدت، کارهاي ديگر را کنار بگذاريد و توجه خود را کاملاً به آن متمرکز نماييد.

اين زمان مهرباني، زماني است براي انجام هر کاري براي شخص ديگر. کاري که با فکر قبلي صورت گيرد. گاهي من از اين فرصت براي مواردي از قبيل نوشتن نامه اي که احساسات قلبي مرا به شخص مورد علاقه ام نشان دهد يا نوشتن چکي براي يک مرکز خيريه و يا شايد تلفن کردن به يک نفر فقط براي گفتن «دوستت دارم» ( و نه به دليل ديگري) استفاده مي کنم. در اوقات ديگر، روش هايي که مي توانم به اجتماع خود به نحوي مؤثرتر کمک کنم را بررسي مي کنم. يا به راه هايي که در مورد ارائه کمک هاي مثبت و مؤثر به زندگي شخص ديگر وجود دارد، فکر مي کنم. يا برنامه اي را به اجرا دي مي آورم و يا به اجراي آن کمک مي کنم. مثلاً تهيه غذا براي فقرا، جمع آوري زباله، راهپيمايي به نفع بيماران ايدزي، يا هر کار ديگري در اين زمينه. يا خيلي راحت چشمان خود را مي بندم و در مورد مردم افکار خوبي را از ذهنم مي گذرانم. اينجا اينکار به خود شما بستگي دارد. هيچ روش صحيح يا اشتباهي براي تمرين اين استراتژي وجود ندارد. تنها نکته مهم در اين امر، نيت مهرورزي شماست.

اين روش در زندگي من خيلي مؤثر بوده و به من در متمرکز بودن بر هدف هايم و منحرف نشدن از آنها کمک مي کند. اميدوارم اين رفتار ( نه تنها در حرف، بلکه در عمل) در اولويت هاي ما قرار گيرد. انجام اين تمرين به ما کمک مي کند تا اين هدف را دائماً مدنظر داشته باشيم. اين وقتي است که در مورد صحت مسير زندگي ام تأمل کنم، و چنانچه در مسير صحيحي پيش نمي روم، تلاش کنم تا متعادل و موزون شوم. تصور مي کنم شما با آزمايش اين روش از اين که مهرباني و عشق در تمام جنبه هاي زندگي شما وارد شده است، به نحوي خوشايند متعجب شويد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:33  توسط ساره احمدی   | 

 

 

قال علي (ع):

من لانت كلمته ،‌وجبت محبته

هركس كلامش نرم شد،‌محبتش واجب مي شود.

الهي چون تو حاضري چه جويم و چون تو ناظري چه گويم.

آيت ا.. ابطحي چنين نقل مي كند كه:

بوگيزژيوائي مي گويد: مسلمين در قرون وسطي فرهنگ را رسماً ايجاد كرده و دانشگاههايي تأسيس نمودند،‌هراروپايي كه وارد دانشگاههاي اسلامي مي شددر اجتماعات به خود باليده و با سرافرازي وسربلندي در ميان طوايف وخانواده ها قدم به فخر برداشته و اظهار بزرگي  دانشمندي مي نمود.

همچو گل دلفريب وخوشرو باش           

                                   تا زدلها غبار غم شويي

كن تبسم چو غنچه گر زجهان

                               دولت شادي و طرب جويي

باش خوشرو كه كينه توزي را

                                 مي برد از ميانه خوشرويي

يكي از مهمترين علل و موانع مهرورزي وغرور وتكبر است،‌اين غده ي سرطاني كه شايد هيچ كس از وجود آن در ذ ات خود خبر ندارد و ديگران را به خاطر اين كار سرزنش و ملامت مي كنند چرا كه شاعر مي گويد:

سروري شايسته نامرد نيست                       

.                       تا زمردان در جهان باشد نشان

و خلاصه كلام قصور اين كه دين اسلام است كه واقعاً كامل و پاك وعاري از نقص است كه كوچكترين اشكالي مردمان عاقل نمي توانند بر آن وارد كنند.

پيامبراسلام(ص) مي فرمايند: وقتي بر دشمن غلبه يافتي عفو وگذشت را در مقابل آن قدرت سپاس خودقرار ده.

به بخشندگي همچو خورشيـد باش

كه گردد عطـاي تـو بر خلق پخش

چو بر دشــــمن خـود ظفريافتي

به شكرانه از قــدرت او را بـبخش

با توجه به سخنان پيامبر (ص) و اشعار فوق بايد جايگاه مهر و مهرورزي در اسلام را به خوبي درك كنيم. اين مظهر اسلام نابي است كه مهرباني را حتي براي حيوانات سرلوحه خود قرار داده است ، چه رسد به انسانها.

برگرفته از كتاب اتحاد ودوستي نوشته : سيد حسن ابطحي

قال علي (ع):

من لانت كلمته ،‌وجبت محبته

هركس كلامش نرم شد،‌محبتش واجب مي شود.

الهي چون تو حاضري چه جويم و چون تو ناظري چه گويم.

آيت ا.. ابطحي چنين نقل مي كند كه:

بوگيزژيوائي مي گويد: مسلمين در قرون وسطي فرهنگ را رسماً ايجاد كرده و دانشگاههايي تأسيس نمودند،‌هراروپايي كه وارد دانشگاههاي اسلامي مي شددر اجتماعات به خود باليده و با سرافرازي وسربلندي در ميان طوايف وخانواده ها قدم به فخر برداشته و اظهار بزرگي  دانشمندي مي نمود.

همچو گل دلفريب وخوشرو باش           

                                   تا زدلها غبار غم شويي

كن تبسم چو غنچه گر زجهان

                               دولت شادي و طرب جويي

باش خوشرو كه كينه توزي را

                                 مي برد از ميانه خوشرويي

يكي از مهمترين علل و موانع مهرورزي وغرور وتكبر است،‌اين غده ي سرطاني كه شايد هيچ كس از وجود آن در ذ ات خود خبر ندارد و ديگران را به خاطر اين كار سرزنش و ملامت مي كنند چرا كه شاعر مي گويد:

سروري شايسته نامرد نيست                       

.                       تا زمردان در جهان باشد نشان

و خلاصه كلام قصور اين كه دين اسلام است كه واقعاً كامل و پاك وعاري از نقص است كه كوچكترين اشكالي مردمان عاقل نمي توانند بر آن وارد كنند.

پيامبراسلام(ص) مي فرمايند: وقتي بر دشمن غلبه يافتي عفو وگذشت را در مقابل آن قدرت سپاس خودقرار ده.

به بخشندگي همچو خورشيـد باش

كه گردد عطـاي تـو بر خلق پخش

چو بر دشــــمن خـود ظفريافتي

به شكرانه از قــدرت او را بـبخش

با توجه به سخنان پيامبر (ص) و اشعار فوق بايد جايگاه مهر و مهرورزي در اسلام را به خوبي درك كنيم. اين مظهر اسلام نابي است كه مهرباني را حتي براي حيوانات سرلوحه خود قرار داده است ، چه رسد به انسانها.

برگرفته از كتاب اتحاد ودوستي نوشته : سيد حسن ابطحی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:33  توسط ساره احمدی   | 

دوستی با اهل‏بیت‏علیهم السلام انسان را با این خانواده همخون و همدل‏می‏سازد و عضو این خانواده الهی می‏گرداند. همچنان که سلمان فارسی رارسول خداصلی الله علیه وآله از این دودمان دانست و فرمود: «سلمان منا اهل البیت‏» (50) «سلمان از ما خاندان است‏».

چنین تعبیری را پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله درباره ابوذر غفاری هم فرموده است وامام صادق‏علیه السلام نیز درباره فضیل بن یسار (51) و یونس بن یعقوب (52) فرموده‏است که اینان از ما خاندان هستند.

این موهبت‏بزرگی است که انسان از خاندان پیامبر محسوب شود.محبت اهل‏بیت، چیزی است که این امتیاز را برای دوستدار می‏آورد. به‏این دو حدیث توجه کنید (که یکی محبت و دیگری تقوا و عمل صالح رازمینه‏ساز عضویت در مجموعه اهل‏بیت می‏داند):

امام باقرعلیه السلام: «من احبنا فهو منا اهل البیت‏» (53) «هر که ما را دوست‏بدارد از ما خاندان است‏».

امام صادق‏علیه السلام: «من اتقی منکم و اصلح فهو منا اهل البیت‏». (54) «هر کس از شما که تقوا پیشه‏کند و در پی صلاح و اصلاح باشد، او از مااهل‏بیت است‏».

توجه به این نکته مهم است که محبت‏به تنهایی، بدون تقوا و صلاح واصلاح، چندان کارساز نیست و محبت واقعی به همان همسویی می‏کشد.

پیروان و دوستداران اهل بیت‏علیهم السلام، مورد عنایت و توجه و تقدیر خاندان‏پیامبرند. توجه داشتن و توجه دادن به این عنایت و محبت و تکریم،محبت آنان را در دلها ایجاد می‏کند یا می‏افزاید. اهل بیت، هوادارانشان رادوست دارند، آنان را می‏شناسند، آنان را شاخ و برگ درختی می‏دانند که به‏خودشان مربوط می‏شود، در دنیا گرفتاری‏هایشان را حل می‏کنند، در آخرت‏از آنان شفاعت می‏کنند و محبان خویش را از یاد نمی‏برند.

در این زمینه احادیث فراوانی است که به چند نمونه اشاره می‏شود:

1 - حذیفة بن اسید غفاری گوید: امام حسن مجتبی‏علیه السلام وقتی با معاویه‏صلح کرد و به مدینه برمی‏گشت همراهش بودم. پیش او یک بار شتر بودکه همواره همراه آن بود و جدا نمی‏شد. روزی گفتم: این بار چیست که از توجدا نمی‏شود؟

فرمود: می‏دانی چیست؟ گفتم: نه. فرمود: «دیوان‏» است. گفتم: دیوان ودفتر چیست؟ فرمود: دفتر شیعیان ماست، نامهایشان در آن است: «دیوان‏شیعتنا فیه اسماؤهم‏». (55) .

2 - امام صادق‏علیه السلام به ابوبصیر فرمود:

«... و عرفنا شیعتنا کعرفان الرجل اهل بیته‏». (56) .

ما شیعیان خود را می‏شناسیم، همانگونه که یک فرد، خانواده خود رامی‏شناسد.

3 - امام سجادعلیه السلام فرمود: ما هر کس را ببینیم، می‏شناسیم که مؤمن‏حقیقی است‏یا منافق. شیعیان ما ثبت‏شده‏اند و نامهایشان و نامهای‏پدرانشان معروف است، خدا از ما و از آنان پیمان گرفته است، هر جا که ماوارد شویم آنان نیز وارد می‏شوند:

«ان شیعتنا لمکتوبون معروفون باسمائهم و اسماء آبائهم، اخذالله المیثاق علینا و علیهم، یردون مواردنا و یدخلون‏مداخلنا». (57) .

4 - امام کاظم‏علیه السلام در مورد آیه «وممن هدینا و اجتبینا» (58) فرمود:

«فهم والله شیعتنا الذین هداهم الله لمودتنا واجتباهم‏لدیننا...». (59) .

به خدا قسم آنانند شیعیان ما، آنان که خداوند بر مودت و دوستی ماهدایتشان کرده و برای آیین ما آنان را برگزیده است.

این که انسان توفیق مودت و پیروی این خاندان را داشته باشد، توفیق‏ارزشمندی است که نصیب همه نمی‏شود و بر این نعمت معنوی بایدخداوند را سپاس گفت. عنایت دیگر ائمه، در مورد حساب و شفاعت‏شیعه‏جلوه‏گر است که در حدیث‏بعد آمده است.

5 - امام صادق‏علیه السلام در ذیل آیه «ان الینا ایابهم ثم ان علینا حسابهم‏» (60) فرمود:

«اذا کان یوم القیامة جعل الله حساب شیعتنا علینا...». (61) .

چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حسابرسی شیعیان ما را برعهده مامی‏گذارد.

و در حدیث دیگری از آن حضرت است:

«نشفع لشیعتنا فلا یردنا ربنا». (62) .

ما برای شیعیان خود شفاعت می‏کنیم، خداوند هم شفاعت ما را ردنمی‏کند.

6 - امام صادق‏علیه السلام فرمود:

«اینما نکون فشیعتنا معنا». (63) .

ما هر جا که باشیم، پیروان ما با مایند.

حتی در ورود به بهشت نیز این همراهی وجود دارد، علی‏علیه السلام فرموده‏است: از هشت در بهشت، پنج در است که شیعیان و دوستداران ما اهل‏بیت از آن وارد می‏شوند:

«... و خمسة ابواب یدخل منها شیعتنا و محبونا». (64) .

7 - امام صادق‏علیه السلام در مسجد، گروهی از شیعیان را دید، به آنان نزدیک‏شد و سلامشان داد و فرمود: به خدا قسم من بوی شما و روح شما را دوست‏دارم، ما را با تقوا و تلاش، یاری کنید. شما یاران دین خدایید، شماپیشتازان به سوی بهشتید، ما بهشت را برای شما تضمین کرده‏ایم، هرچیزی شرفی دارد، شرافت دین، شیعه است. هر چیزی ستونی دارد، ستون‏دین، شیعه است. هر چیزی سروری دارد، و بهترین مجالس و سرور آنها،مجالس شیعه است:

«والله انی لاحب ریحکم و ارواحکم... انتم السابقون الی‏الجنة، قد ضمنا لکم الجنان بضمان الله و رسوله... الا و ان لکل‏شی‏ء شرفا و شرف الدین الشیعة، الا ان لکل شئ عمادا و عمادالدین الشیعة، الا و ان لکل شئ سیدا و سید المجالس مجالس‏شیعتنا». (65) .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:32  توسط ساره احمدی   | 

خدایا! دل و جان مرا شیفته اولیای برگزیده‏ات قرار بده و مرا در زمین وآسمانت محبوب گردان:

«محبة لصفوة اولیاءک، محبوبة فی ارضک و سماءک‏».  .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:30  توسط ساره احمدی   | 

نشناخته را محرم هر راز مکن قفل دل خود بر همه کس باز مکن

در قلک دل برای آینده خویش جز عشق خدا و دین پس‏انداز مکن

1 - دوران پیش از کودکی

آنچه در ساختن شخصیت‏یک انسان مؤثر است، خیلی پیشتر ازمدرسه و جامعه آغاز می‏شود و به مساله تغذیه، شیر مادر، روحیات والدین،شرایط ایام بارداری، انعقاد نطفه و... هم مربوط می‏شود و موضوع وراثت‏نیز، در جای خود مهم است.

اهل معرفت و انسانهای دقیق و ارزشی، در به وجود آوردن نسلی پاک،نجیب، باایمان و اهل صلاح و فلاح، به این نکات و ریزه‏کاریها هم توجه‏می‏کنند.

در زندگی‏نامه بسیاری از بزرگان دین یا شهیدان اسلام می‏خوانیم ومی‏شنویم که مادرانشان آنان را با وضو شیر داده‏اند، ایام بارداری وشیردادن، مواظب حالات روحی خود، غذای حلالی که می‏خورده‏اند،مجالسی که شرکت می‏کرده‏اند، کتابهایی که می‏خوانده‏اند و... بوده‏اند. این‏مراقبت‏ها در روحیه و خصلت‏های کودک تاثیر می‏گذارد. اینکه مادر در ایام‏بارداری یا هنگام شیر دادن، چه صداها و نوارهایی بشنود (ترانه یا تلاوت‏قرآن یا نوحه و مداحی و...) و چه تصاویر و فیلمهایی ببیند، در چه جلساتی‏شرکت کند، با چه کسانی معاشرت داشته باشد، در تکوین شخصیت‏معنوی فرزند بی‏اثر نیست. برخی از سفره امام حسین‏علیه السلام و اطعام ایام‏عاشورا و غذاهای نذری، به قصد تبرک استفاده می‏کنند. این ایمانها وعقیده‏ها به نوزادهم منتقل می‏شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:29  توسط ساره احمدی   | 

امام خمينى (ره)در آثار خود به دو نوع محبت اشاره مى‏كنند و يكى از آنها را مذموم «و راس كل خطيئه‏اش‏»مى‏دانند و ديگرى را محمود و سرچشمه سعادت و كمال برمى‏شمرند. محبت نوع اول، محبت ‏به دنياست چون انسان وليده عالم طبيعت است محبت ‏به دنيا از آغاز در قلبش به وجود مى‏آيد و هرچه بزرگتر مى‏شود اين محبت در دل او رشد مى‏كند و پررنگتر مى‏شود و تا آنجا اوج مى‏گيرد كه در هر حال و در همه چيز به دنبال محبوب طبيعى خود مى‏گردد و هرچه اين توجه و دلبستگى بيشتر شود حجاب ميان انسان و دار كرامت‏حق و يا به تعبير ديگر پرده ميان حق و قلب بيشتر و ضخيمتر مى‏گردد و در نتيجه از محبوب حقيقى غفلت مى‏ورزد. امام علت اين نوع محبت را چنين تبيين مى‏كنند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:26  توسط ساره احمدی   | 

آيا كودك سالاري مهرورزي است؟

نسل لوس و هيجان طلب در راه است. اين ها پرتوقع ، خودخواه و كم تحمل اند و در نخستين گام حق پدر و مادر را ضايع مى كنند و پس از ورود به تمام عرصه هاى اجتماعى به تضييع حقوق ديگران پرداخته و با ترويج رفتارهاى خاص، لطمات سنگين بر جامعه وارد مى كنند.اينها نسل خيلى عجيب و غريبى نيستند. اينها محصول كارخانه فرزند سالارى اند كه هم اينك نخستين فرآورده هاى آزمايشى اش را دوروبرمان مى بينيم.
اگر چه برخى از كارشناسان فرزند سالارى را لزوماً عنوان پديده اى ضايع كننده نمى
 شناسند اما اين شيوه تعامل در خانواده را نشانه ارزش نهادن به نسل نو مى دانند و آن را ارج مى دهند.
در مقابل برخى كارشناسان مسائل اجتماعى معتقدند در خانواده هاى فرزندسالار به دليل اين كه خواسته هاى فرزندان مدنظر قرار مى گيرد، روحيه اطاعت از قانون و احترام به مقررات اجتماعى و رعايت آداب اخلاقى به حداقل ممكن تنزل پيدا مى كند. به عبارت ديگر فرزندان اين خانواده ها به هنجارهاى اجتماعى و فرهنگى و اصول و ارزش هاى اخلاقى چندان توجه ندارند. بدون ترديد، خانواده و چگونگى روابط ميان اعضاى آن و طرز ارتباط والدين با فرزندان، در شكل گيرى شخصيت و رشد اجتماعى عاطفى و عقلانى فرزندان نقش و اهميت زيادى دارد. محيط خانه نخستين و بادوام ترين عامل در رشد شخصيت افراد يك خانواده است. در خانواده اى كه ارتباط متقابل ميان اعضايش برقرار باشد، فرزند به رشد و خلاقيت بسيارى دست پيدا مى كند. اين در حالى است كه در برخى خانواده ها فرزندان حاكم خانواده هستند و به اصطلاح جامعه شناسان فرزندسالارى در چنين خانواده هايى حكمفرماست. از اين رو، كارشناسان معتقدند: فرزندسالارى موجب تربيت فرزندان پرتوقع، خودخواه و كم تحمل شده است. اين افراد با تضييع حقوق ديگران در عرصه هاى مختلف اجتماعى و ترويج رفتارهاى خاص، لطماتى را به جامعه وارد مى
 كنند. از اثرات تخريبى فرزندسالارى ضايع شدن حقوق ساير اعضاى خانواده به ويژه پدر و مادر است. نتيجه نظام فرزندسالار نيز تربيت فرزندان لوس و هيجان طلب است كه به راحتى حقوق ديگران را در محيط هاى گوناگون جمعى تخريب يا تضييع مى كنند. چرا كه مى خواهند هر كس و همه چيز به ميل آنان باشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 10:23  توسط ساره احمدی   | 

 
JavaScript Codes

Top Java Script in پرسش مهر8
کدهای جاوا اسکریپت