تبليغاتX
صبح صادق
اجتماعی - علمی - فرهنگی

 

1-    در انجام کارها روی شیوه ای خاص تکیه نکنید . شاید کسی بتواند از مسیر کوتاهتر و بهتری شما را به مقصد برساند.

2-    توجه داشته باشید دانش و تجربه هیچ کدام به تنهایی رهگشا نیستند ، مثل اکسیژن و هیدروژن که از ترکیب معینی از هوای تنفس ما تامین می شود ، می توان با آمیختن دانش و تجربه ، راهکار های حیاتی و استثنایی خلق کرد .

3-    از هر فرصتی برای به کار گیری افراد برجسته استفاده کنید .

4-    به خاطر داشته باشید رعایت استاندارد های محیط کار در کارایی کارمندان موثر است.

5-    از مشورت و نظر خواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید .

6-    با رفتارهای ضد و نقیض ، اعتماد زیر دستان را از خود سلب نکنید .

7-    در بوجود آوردن فضای رقابتی سالم ، کوشا باشید .

8-    دقت کنید که توبیخ کارمندان خطا کار ، باید متناسب با اشتباهاتش تعیین شود .

9-    در صورت لزوم با قاطعیت نه بگویید.

10-سعی کنید با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید.

11-هرگز در حضور کارمندان با دیگر معاشرین خود پشت سر افراد بدگویی نکنید.

12-رعایت سلسله مراتب کاری را به مسئولین و سرپرستان گوشزد کنید .

13-برای آزمودن کارمندانتان با آزمایشهای فاقد ارزش و بی اساس ، شخصیت آنان را زیر سوال نبرید .

14-با شروع به موقع جلسات ،وقت شناسی را عملاً به حاضرین بیاموزید .

15-برای گیرا تر شدن سخنان خود ، همیشه چند عبارت کلیدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشید و در موقع لزوم آن ها را به کار ببرید .

16-در انجام کارها به سه نکته بیش از بقیه نکات توجه کنید : اعتماد به نفس ، اعتماد به نفس،اعتماد به نفس.

17-انتقاد پذیر باشید .

18-با بی توجهی ،تلاش و زحمات زیر دستان را بی ارزش نکنید .

19-با وسواس بیهوده در انتخاب ، زمان را هدر ندهید و به خاطر داشته باشید زمان برای شما متوقف نمی شود .

20-برای حل مشکلات احتمالی ، دور اندیش باشید و مطمئن باشید با در نظر داشتن چند راهکار تخصصی ، هرگز در موارد اضطراری غافلگیر نخواهید شد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 5:39  توسط ساره احمدی   | 

زنان در ارتباط، با مهارت های بیشتری عمل می کنند
خیلی عجیب است نه؟ پس زنان به عنوان مثال در ارتباطات خود با افراد دیگر دارای مهارت بیشتری می باشند. شما احتمالا فکر می کنید که این ها جزء مهارت های کم اهمیت بوده و جزء عوامل اصلی رشد یک تجارت نمی باشد و یا ممکن است بگویید چگونه این خصایص زنانه باعث می شوند که مدیریت به شیوه بهتری انجام شود؟ در تجارت خانه های مقتصد امروزی که نهایت تمرکز بر افزایش بهره وری می باشد و کارکنان دارای شغل های مختلفی بوده و دارای صداقت لازم در کار می باشند و تکنولوژی باعث گردیده که حتی شرکت های کوچک در تلاش برای بازارهای جهانی باشند. این قدرت که احساسی را در کارکنان به وجود آورید که خود را مسئول، باارزش، و جدا از جمع احساس کنند، باعث یک برتری ویژه ای در سازمان شما می شود، و به قول جفری کریستین در این مقوله بعضی شرکت ها موفق می شوند و برخی خیر و این مسأله ناشی از نوع عمل کرد نیست بلکه ناشی از استعداد است و آن کس که بهترین تیم را دارد برنده نهایی خواهد بود.
برخلاف آن چیز که باعث می شود برخی فکر کنند پول و سرمایه عامل اصلی می باشد، در موفقیت شرکت ها باید بگوییم که وجود افراد با استعداد و نگهداری آنان در شغل مربوطه، بسیار مهم تر می باشد و نگهداری افراد بااستعداد وابسته به نوع ارتباطی است که مدیران با آن برقرار می کنند.و این چیزی است که به قول کریستین، زنان قادر به انجامش به خوبی می باشند.به طور کلی زنان در انتخاب افراد آماده تر ظاهر می شوند و قدردانی ایشان نسبت به کار باارزش افراد بیشتر و بهتر است و به قول تری لبین زنان سؤال می کنند و مردان همیشه عادت به پاسخ گویی دارند و این تفاوت عمده زنان و مردان در هدایت و راهبری تیم ها می باشد. با توجه به این که زنان در شناساندن اهداف شرکت به کارکنان و قدردانی از زحمات ایشان قوی تر می باشند نتیجه می گیریم که زنان معمولا می توانند بهتر از مردان باعث شوند که کارکنان احساس ارزش و قدردانی نمایند و این یکی از راه های بسیار باارزش ارضای کارکنان با کم ترین هزینه می باشد و باعث می شود که کارکنان با ثبات و صداقت بیشتری در کنار شرکت به انجام وظیفه بپردازند. علاوه بر موارد مطرح شده درباره مهارت های زنان در رهبری، تحقیقات اخیر نشان می دهد که زنان در مهارت های خاص مردان نیز دارای قدرت بیشتری می باشند و این شاید به این علت باشد که تجربه چند سال اخیر مدیران زن باعث کسب چنین مهارت هایی نیز در ایشان شده باشد.یک تحقیق تأثیرگذار در سال
۱۹۹۶ توسط مایکل پراوت و جنت اروین نشان می دهد که برخلاف تحقیقات گذشته مبنی بر مهارت زنان در ارتباطات کامل نبوده و باید مهارت های محاسباتی ایشان را نیز به آن اضافه کرد. این تحقیقات هم چنین نشان می دهد که زنان دارای عمل کرد بهتری در دو نیم کره چپ و راست مغز می باشند. زنان در رفتارهای فردی استاندارد نوع بشر در سنین بین ۲۸ تا ۳۱ دارای ارزیابی ممتازتری می باشند و تنها فاکتوری که باعث بروز برخی ضعف ها در زنان می باشد بعد خود – مدیریتی است. به طور مثال بدترین نوع رفتار مشاهده شده در زنان در تسلط ایشان بر خستگی های جسمی و روحی می باشد.




منبع:دانشنامه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 6:36  توسط ساره احمدی   | 

اختلافات میان زنان و مردان در بین کارکنان جوان و حتا مسن نیز بالا می گیرد و ما متأسفانه باید شاهد این اختلافات در قسمت های مختلف سازمان باشیم. ازدفاتر تجاری گرفته تا کارخانه جات و میادین جنگ، امروزه که زنان در جلسات هیأت مدیره سازمان های بزرگ نیز اظهار وجود می نمایند و یا این که توانسته اند شرکت ها و سازمان های خود را تأسیس نمایند و به عنوان مثال نرخ زنان صاحب شرکت تا میزان ۱۰۳ درصد افزایش یافته است در ده سال گذشته، این تفاوت ها و اختلافات در بین گروه های مدیریتی سازمان های بزرگ نیز پدیدار شده است تحقیقات نشان می دهد که روش ها و متدهای زنانه و مردانه در راهبری می تواند مؤثر باشد یعنی هر دو روش دارای تأثیرکذاری خاص خود می باشد، اما وقتی ما آن ها را در کنار هم به مقایسه می گذاریم متوجه می شویم که روش زنانه راهبری سازمان ها دارای امتیازات بیشتری است.




دیدگاه زیست شناسی

تفاوت میان دو جنس زن و مرد ریشه در دو عامل تغذیه و طبیعت دارد و فقط نمی توانیم بگوییم که جامعه است که مردان و زنان را شکل می دهد بلکه عوامل زیست شناختی نیز در این میان دارای اهمیت گسترده ای می باشند. محققین تفاوت های فیزیولوژیکی متعددی را کشف نموده اند. در سیستم عصبی خانم ها و آقایان، به طور مثال مغز آقایان حدود ده درصد بزرگ تر از مغز خانم هاست اما زنان دارای سلول های عصبی فعال بیشتری در بخش های خاص مغز می باشند. زنان معمولا دارای بخش کورپوس کولوسوم (corpus collusum) بزرگ تری هستند. (کورپوس کولوسوم به گروهی از سلول های عصبی گفته می شود که ارتباط میان دو نیم کره مغز را یعنی نیم کره چپ و راست شکل می دهد )، این باعث می شود که زنان در انتقال اطلاعات از یک نیم کره به نیم کره دیگر سریع تر باشند. یعنی می توانند از نیم کره چپ مغز که بیشتر فعالیت های محاسباتی و حرکتی را انجام می دهند به همان اندازه استفاده نمایند که از بخش احساسی و بصری نیم کره راست استفاده می کنند اما آقایان معمولا تنها قادر به استفاده از نیم کره چپ مغز خود می باشند. با رشد دختران و پسران، ما شاهد شکل گیری شخصیت ایشان از طریق قواعد و قوانین اجتماعی و محیط اطراف می باشیم ولی این نوع جنس (زن یا مرد بودن) انسان می باشد که رفتار و حساسیت وی را شکل می دهد. کلام ما از آن جا آغاز می شود که ما در صدد مقایسه دو دیدگاه مدیریتی زنان و مردان برمی آییم. دیدگاه مدیریتی مردان یا همان دیدگاه فرمان و کنترل و دیدگاه زنان یا همان دیدگاه مدیریت مشارکتی و توافقی. دبرا بورل مدیر آموزشی مؤسسه مریخ – ونوس در نیویورک می گوید: مدیران زن معمولا اشتیاق بیشتری به ساختن دارند تا به بردن. زنان معمولا مایل به دست یابی و حصول توافق هستند و مایلند تا عقاید و نظریات دیگران را نیز بشنوند و بالعکس آقایان فکر می کنند اگر از دیگران راهنمایی بخواهند آن ها به عنوان یک رهبر ضعیف که از داشتن پاسخ های مناسب بی بهره است شناخته می شوند.



منبع:دانشنامه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 6:35  توسط ساره احمدی   | 

مدیریت موفق و مؤثر عبارت است ؛ از کسب اهداف سازمانی یا چیزی بیش از آن . « ویلیام جمیز» با تحقیقی که درباره انگیزش انجام داد ، به این نتیجه رسید که کارکنان ساعتی ، تقریباً با میزان کاری در حدود20الی 30 درصد توانایی یشان می توانستند شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند؛ این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان، انگیزش بیشتری داشته باشند تفریباً با 80 الی 90 درصد توانای خود، کارمی کنند . مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند : توبیخ ، کسر حقوق و .... فراهم سازد ؛ مدیر موفق نامیده می شود ولی مدیر مؤثر کسی است که بتواند 80الی 90درصد توانای های افراد را به کار گیرد .

چگونه می توان مدیرموفق ومؤثری بود ؟

برای موفق و مؤثر بودن ، توانای های ذاتی و اکتسابی معینی لازم است . مدیر مؤثر نیاز به توانای های فنی ، انسانی ادراکی ، طراحی و حل مسائل دارد . یک مدیر موفق ، نگرش و انگیزه های معینی دارد. پاداش های سازمانی (اضافه حقوق ، ارتقاء و ...) و جو سازمانی بر انگیزه و انگیزش وی اثر دارد . یکی دیگر از موفقیت ، رویدادهای پیش بینی نشده وامدادهای غیبی است ؛ زیرا همیشه توانای های افراد نیست که برای ایشان موفقیت می اورد . بررسی میزان موفقیت و مؤثر بودن هر مدیر بر اساس دیدگاه و معیارهای سازمانی صورت می گیرد .
http://daneshnameh.roshd.ir/دانشنامه
مدیران
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 6:28  توسط ساره احمدی   | 

هر مدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانای های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید . تداوم حیات سازمان ها به باسازی آنها بستگی دارد باسازی سازمان ها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روش های حصول این اهداف انجام می شود .
چه کسی خلاقیت و نوآوری می کند ؟
هر انسان مدیر یا غیرمدیری از استعداد خلاقیت برخوردار است بنابرین نباید خلاقیت فقط در انحصار مدیران خاصی باشد زیراآنچه که محکمتر از وجود استعداد خلاقیت است جلوگیری از عوامل بازدارنده ظهور آن است که در صورت آزاد سازی ذهن از پیش فرض ها و الگو های زنجیرهای ذهنی در مدت کوتاهی توان خلاقیت و به کارگیری فکر های نو در عمل را می توان دو برابر افزایش داد.
یرمدیری از استعداد خلاقیت برخوردار است بنابرین نباید خلاقیت فقط در انحصار مدیران خاصی باشد زیراآنچه که محکمتر از وجود استعداد خلاقیت است جلوگیری از عوامل بازدارنده ظهور آن است که در صورت آزاد سازی ذهن از پیش فرض ها و الگو های زنجیرهای ذهنی در مدت کوتاهی توان خلاقیت و به کارگیری فکر های نو در عمل را می توان دو برابر افزایش داد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 6:25  توسط ساره احمدی   | 

سکوت در بند نگاه توست و دل ها در آفتاب رویت خورشید را شرمنده حضور کرده اند.

آسمان چه بی پروا اشک می ریزد و قلب منتظر چه آرام زمزمه می کند

زمزمه ای از جنس انتظار...

پنجره در انتهای افق مملو از دلتنگی به جاده ای در دوردست خیره شده است و طنین اباصالح بر فضای ملکوتی عشق روح را تا مرز جنون می کشاند.

قاب نگاهت هنوز خالیست.......

قاب نگاهت هنوز خالیست.......

نمی دانم چه وقت خواهی آمد که با آمدنت قافله ی عشق به سرمنزل مقصود برسد.

ای مفسر انتظار! نمی دانم واژه ای هست تا غریبیت را با آن توصیف کنم؟!

 غربتت غریبانه ترین آهنگ ها را به زنجیر کشیده است .

حتی غروب غربتش را با نگاه تو معنا می کند و دلتنگی اقلیم بی انتهایش را با نفس تو نقاشی می کند تا بر دل منتظرانت حک شود.

پنجره هنوز به جاده چشم دوخته است.......

پنجره هنوز به جاده چشم دوخته است.......

پنجره هنوز به جاده چشم دوخته است.......

مولایم ! حتی زیباترین واژگان هم نمی توانند حس عمیق منتظرانت را به آسمان نگاه دیگران پیوند دهند... اما می دانم که خوب می دانی همه منتظران دلهایشان را در کوچه باغ انتظار جا گذاشته اند تا با قدوم زیبای تو سر بر خاک نهند و سجده شکر خاک را بلرزاند...

**اللهم عجل لولیک الفرج**

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 17:35  توسط ساره احمدی   | 

خداوند متعال به موسی بن عمران وحی فرستاد و فرمود :

 

ای موسی من شش چیز را در شش محل قرار دادم ، ولی مردم آنها را در شش محل دیگر جستجو می کنند و لذا هیچگاه به انها نخواهند رسید:

 

  1. آسایش را در بهشت قرار دادم و مردم آن را در دنیا جستجو می کنند .
  2. علم را در گرسنگی قرار دادم و مردم آن را در سیری دنبال می کنند .
  3. عزت را در شب بیداری قرار دادم و مردم آن را در خانه قدرتمندان جستجو می کنند .
  4. بلندی مقام را در تواضع قرار دادم ومردم آن را در تکبر می جویند .
  5. اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم و مردم آن را در داد و فریاد دنبال می کنند .
  6. بی نیازی را در قناعت قرار دادم و مردم آن را در زیادی متاع و کالا ها دنبال می کنند .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 17:32  توسط ساره احمدی   | 

داستان آهنگري را ميگويد كه پس از گذران جواني پر شر و شور تصميم
گرفت روحش را وقف خدا كند. سال ها با علاقه كار كرد، به ديگران نيكي كرد، اما با
تمام پرهيزگاري، در زندگي اش چيزي درست به نظر نمي آمد حتي مشكلات ش مدام بيشترمي شد.
يك روز عصر، دوستي كه به ديدنش آمده بود و از وضعيت دشوارش مطلع شد، گفت :
"
واقعاً عجيب است. درست بعد از اين كه تصميم گرفته اي مرد خدا ترسي بشوي،
زندگي ات بدتر شده. نمي خواهم ايمانت را ضعيف كنم اما با وجود تمام تلاش هايت در
مسير روحاني، هيچ چيز بهتر نشده."
آهنگر بلا فاصله پاسخ نداد. او هم بارها همين فكر را كرده بود و نمي فهميد چه
بر سر زندگي اش آمده است. اما نمي خواست دوستش را بي پاسخ بگذارد، شروع كرد به حرف زدن و

سرانجام  پاسخي را كه مي خواست يافت. اين پاسخ آهنگر بود :
در اين كارگاه فولاد خام برايم مي آورند و بايد از آن شمشير بسازم .
مي داني چطور اين كار را ميكنم؟ اول تكه ا ي فولاد را به اندازه ي جهنم حرارت مي دهم

تا سرخ شود. بعد با بي رحمي، سنگين ترين پتك را بر مي دارم و پشت سر هم به آن
ضربه مي زنم تا اين كه فولاد شكلي را بگيرد كه مي خواهم. بعد آن را در ظرف آب سرد
فرو ميكنم و تمام اين كارگاه را بخار آب مي گيرد.

فولاد به خاطر اين تغييرناگهاني دما، ناله ميكند و رنج مي برد.

بايد اين كار را آن قدر تكرار كنم تا به شمشير مورد نظرم دست بيابم

  "يك بار كافي نيست "
آهنگر مدتي سكوت كرد، سيگاري روشن كرد و ادامه داد :
   گاهي فولادي كه به دستم مي رسد نمي تواند تاب اين عمليات را بياورد .
حرارت، ضربات پتك و آب سرد تمامش را ترك مي اندازد. ميدانم كه از اين فولاد هرگز
تيغه ي شمشير مناسبي در نخواهد آمد."
باز مكث كرد و بعد ادامه داد:

" ميدانم كه خدا دارد مرا در آتش رنج فرو مي برد. ضربات پتكي را كه بر
زندگي من وارد كرده، پذيرفته ام و گاهي به شدت احساس سرما ميكنم، انگار فولادي
باشم كه از آبديده شدن رنج مي برد. اما تنها چيزي كه ميخواهم اين است : "خداي من،
از كارت دست نكش، تا شكلي را كه تو مي خواهي، به خود بگيرم. با هر روشي كه
مي پسندي، ادامه بده، هر مدت كه لازم است، ادامه بده، اما هرگز مرا به كوه
فولادهاي بي فايده پرتاب نكن."

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 17:11  توسط ساره احمدی   | 

 
JavaScript Codes

Top Java Script in پرسش مهر8
کدهای جاوا اسکریپت