نام : فاطمه
القاب : زهرا ، صديقه ، راضيه ، مرضيه ، طاهره و.....
كنيه :ام الائمه
نام مادر : خديجه بنت خويلد
نام پدر : حضرت محمد (ص)
محل تولد : مكه
تاريخ تولد :جمعه 20جمادي الثاني 5سال يعد از بعثت
مدت عمر : 18
تاريخ وفات:دوشنبه 3جمادي الثاني يا 13جمادي الاول سال11هجري
چگونگي وسبب شهادت: فشار درب خانه يا ضربه غلاف شمشير
مكان وفات و محل دفن :مدينه ـ معلوم نيست

در مورد سیرخلقت نورانی این بانوی مرضیه امام صادق (ع) در حدیثی اینگونه بیان فرمودند که: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسمهاى الهى قرار داد. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت.
خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليهالسلام- ظهور يافت.
و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است
و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد
پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند.
. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفتهى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيدهايم. و به راستى ما تسبيح كنندهايم،
و آن هنگام كه آدم- عليهالسلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگىام آفريدهام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم،
پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز،
پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من،
عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليهالسلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مىگوييد،
عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموختهاى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجدهى آدم- عليهالسلام- شدند؛ زيرا كه سجدهى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود»
انسان به خاطر وجود گوهرهای گرانبها ئی چون حضرت زهرای اطهر در نزد خداوند برتری پیدا کرد.
حضرت فاطمه (س) سرمشق همه انسانها است
حضرت فاطمه (س) انسان نمونه و معیار و سرمشق برای همه انسانها اعم از مردان و زنان است. عظمت حضرت زهرا در این است که او انسان معیار است انسانهای بزرگ فراوان داریم اما معیار شدن یک انسان خیلی مهم است
این شخصیت ممتاز برآمده از مجموعه بحرانها بوده است . از زمان تولد تا وفات سراسر در کوران و طوفان بحرانها زندگی کرد و در کودکی مادر را از دست داد. این دختر به عنوان تنها مونس پیامبر به جای اینکه در آغوش مادر مهربان و پدر آرام بتواند احساس امنیت کند با این طوفانها روبرو بود.و پیامبر (ع )همواره ایشان را مادر پدر می نامیدند.
حضرت فاطمه (س) دعاهایی که می کرد برای خود نبود و برای دیگران دعا می کرد و خود مطرح نبود
پیامبر(ع)فرمودند: ان فاطمة احصنت فرجها فحرمها اللَّه و ذريتها على النار.
فاطمه عليهاالسلام خود را از گناه و آلودگى مصون داشت و متقابلا خداوند نيز او و فرزندانش را بر آتش جهنم حرام ساخت.
فاطمه (س) زن اجتماعي-نگاهي به شرايط اجتماعي جزيرة العرب و نقش و جايگاه زن در چنين جامعهاي به خوبي تحول و دگرگوني فرهنگي جامعه عرب پس از ظهور اسلام را در اين حوزه نشان ميدهد. زن در جامعه پيش از ظهور اسلام نقشش خلاصه ميشد در خانه داري، تولد و تربيت فرزند و حفظ و نگهداري احشام. كمتر زني در عرصه مقولههاي اجتماعي «سياست، اقتصاد، دانش، فرهنگ و ...» حضور داشت. اصولا زن موجود دست دوم و بلكه دست چندم بود!
فاطمه و سياست- فاطمه(س) زني آگاه به شرايط زمان و جامعه خود است. او همه مسايل سياسي جامعه را تحت نظر دارد و از مجراهاي مختلف كسب اطلاع و خبر ميكند. در برابر تمامي حوادث جامعه فعال برخورد ميكند نه منفعل. او هنگام جنگ با بسيج ساير زنان مهاجر و انصار در دو نقش ايفاي وظيفه ميكند: 1- تداركات و پشتبياني رزمندگان اسلام 2- امداد و درمان نسبت به مجروحان و حادثه ديدگان جنگ.
فاطمه و اقتصاد- توليد ثروت و نقش آفريني در بالا بردن سطح در آمد جامعه، سيره ديگري از زندگي دختر رسول الله (ص) است. علاوه بر مزرعه فدك كه بدون جنگ به پيامبر (ص) داده شد، و پيامبر آن را به زهرا(س) بخشيد، تاريخ هفت مزرعه ديگر بنامهاي: 1- عواف 2- ميب 3- حسني 4- مال ابراهيم 5- حايط 6- عوالي 7- صافيه را كه متعلق به حضرت زهرا(س) بوده نام ميبرد. اين مزارع از اموال شخصي بنام منيريق بود. او از يهوديان بيالنضير بود كه به پيامبر(ص) ايمان آورد و تمام اموالش را به پيامبر بخشيد تا هرگونه صلاح ميداند عمل كند. پيامبر(ص) با آينده نگري اين اموال را به زهرا(س) بخشيد. زهرا در وصيت نامه اي آنها را در اختيار علي(ع) و پس از او به حسن بن علي(ع) و پس از او به حسين بن علي(ع) و پس از او اكبر اولاد نسل حسين بن علي (ع) قرار ميدهد.(1) درآمد اين مزارع را از 24 هزار دينار تا 70 هزار دينار نوشتهاند. جالب توجه اين است كه زهرا(س) با داشتن اين همه اموال، از زندگي فقيرانه و سطح پاييني برخوردار بود. او ضمن استقلال مالي كه در زندگي داشت و علي(ع) در امور اموال او دخالت نميكرد. تمامي درآمد حاصل از مزارع خود را در اختيار علي(ع) قرار ميداد تا بين فقرا و مستمندان تقسيم كند و براي خود و فرزندانش چيزي بر نميداشت.
اوج ايثار، ترجيح ديگران بر خود، حساسيت نسبت به وضع معيشتي مردم جامعه خويش، و هم سطح پايين ترين طبقه جامعه زندگي كردن در زندگي اين بانوي بزرگوار اسلام، درسي براي زنان و مردان با ايمان است.
ولادت با سعادت فاطمه زهرا (س)و روز مادر گرامی باد
مادر
((واژه مقدس" مادر" منو یاد یه قلب مهربون میندازه که فقط و فقط واسه سعادت و خوشبختی اطرافیانش می تپه.مادر تنها موجودیه که بی منت به فرزندش عشق می ورزه.بی ریا ترین عشق همون علاقه ای هست که مادر به فرزندش داره.عشق ورزیدن بدون هیچ چشم داشتی.و این یکی ازبالا ترین و زیباترین مراحل عشقه.یه عشق پاک و ماندگار.
مادرم...



از بیرون صدا زدم مادر...مادر عزیزم... کجائی؟... اومدم تو خونه در اتاقش رو باز کردم یهوئی چشام بسته شد. نا خودآگاه دررو کمی بستم بعد دوباره درو آروم باز کردم مادر رو دیدم که مشغول عبادته.آره ...این نور خدا بود که رو مادرم پاشیده شده بود که من بفهمم مادر چه گوهر نایابیه.مادر سجاده اش رو برزمین رو به قبله پهن کرده بود وباز داشت دعا می کرد.دعا واسه همه...
اومدم پشتش نشستم دلم می خواست می تونستم به اندازه یه عمر فقط بشینم و مادرم رو تماشا کنم.خیلی زیباتر شده بود. یه خانم مهربون و پاک که یه چادر ومقنعه سفید با گلای ریز زیبا سرشه
اومدم کنارش زانو زدم وگوشه چادرش روبو کشیدم.وای که چه عطری داشت... عطر گل یاس رو می داد .مادرم رو یه سجاده خوشگل نشسته که یه جا نماز مخمل توشه ...یه مهر گرد بزرگ مثل یه قرص ماه تو آسمون خدا هی زیباییشو به آدم گوشزدمی کنه .یه تسبیح خاکی از تربت کربلادورمهر قرار داره که دونه دونه های تسبیح مثل ستاره های دورماه دارن بهم چشمک می زنن .
کنارش یه شیشه کوچولو هست که توش عطر مشک کربلاست .عطری که بوش آدم رو تا کربلا می بره و به زیارت امام حسین(ع) مشرف می کنه .به زیارت امامی که مادرش مادر همه زنای پاک و مسلمون عالمه .یاد فاطمه زهرا (س).
مادرم عینکش رو زده بود و داشت قرآن تلاوت می کرد.با دستای خستش وقتی نوازشم کرد همه خستگی هام رو از بین برد و جسم و روحم رو پر از آرامش کرد.انگاری سبک شدم. یهو اشکی رو گونه هام صورتم رو نمناک کرد .یاد فاطمه زهرا(س) افتادم داشتم تو وجودم با بانو درد دل می کردم.
بغضم ترکید. گریه کردم .واسه مادرم واسه مهربونیاش دعا کردم .یا فاطمه زهرا سایه همه مادرا رو از سر اولادشون کوتاه نکن.از دعای اونهاهم سایه مادر منو از سرم کوتاه نکن .مادرم رو در آغوش گرفتم و گفتم مادر عزیزم خیلی دوستت دارم. روزت مبارک.))