انقلاب روسيه نيز چنين حادثه بزرگى بود كه در تمدن غرب رخ داد ولى اين انقلاب در مدت يك قرن اهداف خود را بكلى تحريف كرد و اثرى را برجاى نهاد كه غربيان را به تفكر واداشت كه اين انقلاب چرا شكستخورد و حتى براى آنان اين سؤال را مطرح كرد كه چرا اين انقلاب برپا گرديد. اما انقلاب ايران با توجه به نوع خود منحصر به فرد است. اين انقلاب خارج از محدوده فرهنگ غرب بوده و معيارهاى فرهنگى آن بسيار متفاوت با معيارهاى غربى است.
آنچه انقلاب ايران را كاملا از انقلاب فرانسه متمايز ساخته است اين است كه انقلاب ايران برخلاف انقلاب فرانسه مدعى ايجاد نظام جديد نبود بلكه روح ابديت را در نظام موجود دميده و آن را با روش حيات ابدى هماهنگ ساخت.
براى تحليل صحيح انقلاب ايران و اوضاع فعلى بايد همه تعصباتى را كه در مورد اين انقلاب در اذهان ما وجود دارد كنار بگذاريم. زيرا بزرگترين مشكلى كه مانع شناخت انقلاب اسلامى مىگردد اين است كه مسلمانان معمولا از ديدگاههاى نژادى و فرقهاى به آن مىنگرند. جهان اشتراكى و وابستگان آن سعى مىكنند اين انقلاب را در پرتو افكار و عقايد كارل ماركس، لنين و انگلس در چارچوب جنگ تاريخى سرمايهدارى و غربت و انقلاب جدلياتى نشان مىدهند، و تمام امور مربوط را فقط از ديدگاه قدرت مادى بررسى مىكنند. لذا ما نبايد انقلاب ايران را با معيارهاى فكرى اعتقادى و با توجه به نظريات و منافع خود بسنجيم بلكه بايد با توجه به اوضاع و افكار و عقايد موجود در اين كشور پيرامون آن تحقيق نماييم هنگامى كه انقلاب فرانسه يا روسيه را مطالعه مىكنيم هيچ كدام از عقايد و نظريات شخصى در ذهن ما وجود ندارند و تمام وقايع اين انقلابها را فقط به وسيله آن افكار و نظريات مطالعه كرد كه قوه محركه انقلاب را فراهم كرده اند.
در مورد انقلاب ايران نيز اگر به همين روش عمل شود مشكلى باقى نخواهد ماند. مسلم است كه عقايد و نظريات اسلامى شيعه قوه محركه انقلاب بوده است پس بايد براى مطالعه گسترده اين انقلاب را برپايه همين اعتقادات بررسى نماييم.
امروز 19 سال از عمر انقلاب ايران مىگذرد اگر چه اين كشور در تمام ادوار زمان مظاهرى از قدرت داخلى خود را عرضه داشته است ولى تازهترين اين مظاهر قدرت كه به صورت انقلاب اسلامى بروز كرده استيك رويداد عظيم در طول تاريخ اين كشور و حتى تاريخ بشرى به شمار مىرود كه تمام دنيا را به شگفتى واداشته است. انقلاب ايران انقلابى است پويا و ادامهدار. مبارزه با نظام فرسوده و قدرتهاى ارتجاعى همچنان ادامه داشته است چنانكه در دولتهاى جديدالتاسيس آسياى ميانه براى احياى ارزشهاى اسلامى ادامه دارد. اين امر دورنمايى از آينده را نشان مىدهد و جزئيات آن هنوز بهطور واضح قابل فهم نيست زيرا تاريخ پس از گذشت قرنها حقايق را آشكار مىسازد.
آنچه بيش از ساير امور شگفتى و حيرت را بر مىانگيزد اين است كه ايران در طى اين انقلاب بكلى دگرگون شد. شاه عقايد و نظريات غرب را با عقايد و نظريات مردم ايران هماهنگ دانست. در نتيجه، طوفانى از احساس حقارت و بيگانگى و خشم و غضب عليه دولت دامنگير ملت ايران شد و بالاخره زمينه ايجاد انقلاب اسلامى توسط امام خمينى (ره) در ايران براى غلبه بر اين مفاسد بهوجود آمد. پيروزى اين انقلاب با رهبرى امام خمينى به مردم جهان آموخت كه يك ملت فقط با ايمان، اراده محكم و اتحاد و آرزوى شهادت مىتواند قدرتهاى جهان را شكست دهد. اين تجربه به روش كار نهضتهاى اسلامى جهت تازهاى بخشيد. امروز نه تنها نهضت اسلامى در ايران بلكه در اين عصر ماديگرايى فقط منافع اقتصادى انگيزه اين انقلاب نيستند بلكه اين انقلاب از نيروى ايمان سرچشمه گرفته و عقيده موجود و عزم و اراده اجراى نظام توحيدى هديه اصلى آن مىباشد.
آنچه در ايران رخ داده استبر همه روشن است ولى سؤال اينجاست كه چرا اين امور اتفاق افتادند؟ اين سؤال نه تنها براى ما بلكه براى مسئولين سياسى طراحان برنامههاى اقتصادى كارشناسان امور مالى و توسعه سياستمداران و ديگران نكات آموزنده بسيارى را در برمىگيرد.
به نظر من سه عامل مهم در انقلاب ايران دخالت داشته اند. يعنى من مىخواهم بعضى از تاثرات و مشاهدات خود را بيان نمايم. اگر چه برخى از آنها ظاهرا سطحى به نظر مىرسند ولى من معتقدم كه تمام آنها مربوط به مسائل مهم و بنيادى مىباشند همانطور كه قبلا نيز اشاره شد انقلاب اسلام ايران قصد ايجاد نظام جديد را داشتبلكه مىخواستبا همان نظام موجود روح تازه حيات ابدى را بياميزد در عصر شاه مردم ايران دچار تسلط تمدن مادى بودند. تمدنى كه حكمت نظرى و حكمت عملى آن بر پايههاى نادرست استوار شده بود و در تمام زمينههاى اخلاق، اقتصادى، علمى و غيره در جهت نادرستى قرار داشت.
جهل و غفلت موجب بيگانگى جامعه از تعهد و احساس مسئوليت شده بود و خودپرستى جايگزين خداپرستى شده بود و جامعه در پرتگاه نيستى و نابودى قرار گرفته بود. چاره اين اوضاع فقط در اين بود كه به سرچشمه آسمانى علم و هدايت كه خداوند آن را بهوسيله آخرين پيامبر خود به جامعه بشرى عنايت فرموده است مراجعه شود بنابراين مهمترين عظمت انقلاب ايران اين است كه اين انقلاب براساس نداى توحيد برپا گرديده و توانايى خود را از عقايد بنيادى اسلام بهدست آورد مسلمانان ايران دستبه يك جهاد ديگر تاريخى و برعليه حكومت غيراسلامى زدند. ظلم و ستم نوكرى محكومى و غارتگرى كه شاه جابر ايران ايجاد كرد در طول تاريخ بىنظير است. نهضت اسلامى ايران برپايه كلمه طيبه شكل گرفته بود و اين بهمعنى نجات از طاغوت و حمايتحق مىباشد روش آن چنين است كه با تبليغ و تلقين ميزان حمايت مردم از نهضت افزايش يابد و تاييد مردم برپايه احكام اسلامى حاصل گردد.
امام خمينى (ره) در نظر داشت كه يك انقلاب گسترده اسلامى برپا گردد و براى اين منظور بايد افكار و اعمال تمام اعضاى جامعه در چارچوب قوانين اسلامى قرار مىگرفت. چنانكه امام خمينى (ره) سعى كردند شبهاتى را كه درباره اسلام منتشر شده بود از بين برده و مردم را نسبتبه مسائل دينى و سياسى آگاه سازد. ملت را از توطئات دشمنان استعمارگر آگاه نموده و احساسات مجاهدانه را در آنان ايجاد كردند تا بتوانند ملت و مملكت را از ظلم و ستم و تسلط بيگانگان نجات دهند.
نظامى كه امام خمينى خواهان اجراى آن در ايران بود اصطلاحا نظام ولايت فقيه ناميده مىشود و امروز نيز اين شعار پسنديده ولايت فقيه در ايران بهعنوان يك موضوع تربيتى در فضا منعكس مىشود: "مرگ بر ضد ولايت فقيه" فلسفه اجمالى فقيه را كه ايشان بيان نمودهاند به شرح زير است: براى سعادت بشر علاوه بر قانون وجود ضامن اجرايى آن نيز ضرورى است و خداوند همزمان با نزول قوانين اسلام حكم تشكيل ضامن اجراى قانون را نيز صادر فرموده است. كتاب قانون بهصورت قرآن مجيد توسط پيامبر اسلام (ص) به ما رسيده است و پيامبر (ص) نيز با تشكيل يك جامعه اسلامى برپايه دستورات قرآن عملا اين قانون را اجرا نمودند. بديهى است كه اجراى اسلام فقط منحصر به دوران زندگانى پيامبر نمىباشد بلكه يك امر ضرورى است كه بايد دائما برقرار باشد و معطل نمودن هريك از قسمتهاى آن مخالفت آشكار با اسلام است. بيش از هزار سال از غيبت امام مهدى (عج) مىگذرد و ممكن است كه اين غيبت تا هزاران سال ديگر نيز ادامه داشته باشد. آيا در اين مدت احكام اسلامى معطل خواهند بود و مردم بهطور كلى آزاد خواهند بود؟ كسانىكه معتقدند كه اجراى نظام اسلامى تا ظهور حضرت امام زمان (عج) ضرورى نمىباشد، در واقع منكر ضرورت اجراى اسلام و دائمى بودن اين دين هستند.
امام خمينى (ره) پس از بيان اين مقدمه مهم و بنيادى ادامه مىدهد كه عقل و دين حكم مىكنند كه دولتهاى موجود را نبايد به حال خود نگهداريم زيرا همه اين دولتهاغرق در گمراهى هستند و بهجاى شريعت الهى فرمان خود را در جامعه اجرا مىكنند بر مسلمانان واجب است كه از سراسر جهان براى برپا نمودن انقلاب اسلامى بپاخيزند زيرا پس از پيامبر (ص) و ائمه (ع) اين وظيفه بر دوش آنها گذاشته شده است.
امام خمينى (ره) ولايت فقيه را به دو نوع تقسيم مىكند. تكوينى و تشريعى اولى فقط مخصوص ائمه (ع) و دومى منصب عمومى ولايت مىباشد فقهاى امت مىتوانند اين مقام را كسب نمايند. در آن صورت بر مردم لازم خواهد بود كه از فقيه اطاعت كنند
نظرى كه امام خمينى (ره) درباره تقيه اختيار نموده است، بخش مهم ديگرى از انديشه انقلابى ايشان مىباشد. چكيدهاى از اين تفكر ايشان به اين صورت است كه : " ما براى غلبه اسلام تمام اميدهاى خود را به امام زمان (عج) معطوف كردهايم و براى مصونيت از خشم دستگاه طاغوتى به تقيهاى متوسل شدهايم كه اسلام اجازه آن را نمىدهد. ما بايد خود، انقلاب اسلامى را برپا نماييم. دين كامل اسلام كه از سوى خداوند متعال توسط پيامبر اكرم (ص) عرضه شده است هنوز تمام جهان را تحت پوشش قرار نداده استبا ظهور امام زمان (عج) انقلاب اسلامى در سراسر جهان گسترش خواهد يافت. انقلاب ايران با نداى توحيد يعنى اعلام برائت از هرگونه نظام غير الهى برپا گرديد از آنجا كه نظامهاى پادشاهى، خودكامگى و استبداد مغاير با نظام حكومت الهى بودند انقلاب ايران ضد اين قوانين باطل و غير اسلامى بود نظام سياسى اسلام يك نظام الهى است كه متمايز از تمام نظامهاى ديگر مىباشد. در اين نظام حق مالكيت و حاكميت از آن خداست و مسلمين بهعنوان نمايندگان الهى نظام خلافت و جانشينى پروردگار را اجرامىنمايند در اين نظام فقط قرآن و سنت از لحاظ قانونى اولويت دارند.
در اين نظام كه براساس شورى عمل مىكند از وظايف حتمى دولتبه شمار مىرود فريضه اصلى دولت اسلامى خدمتبه مردم جامعه است و ظلم و ستم بر جامعه از خصوصيات سلطنت مطلقه مىباشد و نظام شورايى اسلام نظامى است كه ظالم و ستمگر در آن راه ندارد. جامعه اسلامى بعد از عصر خلافت راشدى همواره دچار نظام اكميتبودهاند. با خاتمه عصر استعمار، در بسيارى از كشورهاى مسلمان نظام جمهورى غربى جانشين نظام سلطنتى قبلى شد و در ساير كشورهاى اسلامى نظام سلطنتى همچنان باقى ماند. ايران نخستين كشور جهان است كه با رهبرى امام خمينى انقلابى را بر ضد سلطنت و حاكميتبرپا نموده و توسط آن نظام سلطنتى را با شكست آشكار روبه رو ساخت